اعاده دادرسی

اعاده دادرسی از جمله روش های فوق العاده شکایت از احکام است که راهی برای برگشت به دادگاه صادر کننده حکم قبلی محسوب می شود با این هدف که دادگاه از رای قطعی سابق خود بازگردد چراکه شاکی مدعی است صدور آن رای از روی اشتباه بوده و دلایل موجود اجازه نمیدهد چنین حکمی باقی بماند.

درباره اعمال ماده 447 بیشتر بدانید

هدف اصلی از دادرسی حفظ حق و اجرای عدالت است و دادرس نیز مانند سایرن در معرض خطا و اشتباه است.

در صورتی که در نتیجه دادرسی حکمی صادر شود که با خطا همراه است تردیدی نیست که باید مجدد مورد رسیدگی قضایی قرار گیرد بنایراین برای اینکه رای دادگاه ها مصون از خطا باشد اعاده دادرسی پیش بینی شده است.

تقسیم بندی اعاده دادرسی بر اساس نحوه اقامه آن :

  1. برابر بند الف ماده 432 قانون آیین دادرسی مدنی اگر متقاضی اعاده دادرسی به طور مستقل آن را درخواست کند این درخواست اعاده دادرسی اصلی محسوب می شود. یعنی چنانچه بدون اینکه دعوایی در جریان رسیدگی باشد یکی از طرفین حکمی که قبلا صادر شده درخواستی را به عنوان اعاده مطرح کند این درخواست اعاده دادرسی اصلی خواهد بود که باید ضمن دادخواست به دادگاه صلاحیت دار تقدیم شود.
  2. در مقابل اعاده دادرسی طاری قرار دارد که بند ب همان ماده به آن اشاره شده است. اعاده دادرسی طاری در ضمن دادرسی مطرح می شود این درحالی است که در اعاده دادرسی اصلی پرونده ای در حال رسیدگی نیست تا ضمن آن اعاده دادرسی مطرح شود.

جهات درخواست

به استحکام احکام لطمه میزند و اعتبار احکام را سست میکند بنابراین استفاده از آن بسیار محدود و تنها در مواردی که قانون مقرر کرده قابل استفاده می باشد.

در جلسه دادرسی تنها به جهتی رسیدگی میشود که در دادخواست اعاده دادرسی قید شده است.

  • ماده 436 قانون آیین دادرسی مدنی : در اعاده دادرسی به جز آنچه در دادخواست اعاده ذکر شده است جهت دیگری مورد رسیدگی قرار نمیگیرد.

جهات اعاده

  • موضوع حکم مورد ادعای خواهان نبوده باشد.

مثال : خواهان از دادگاه صدور حکم تخلیه تقاضا کند و دادگاه علاوه بر صدور حکم تخلیه حکم به پرداخت اجرت المثل صادر کند.

  • حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد.

مثال : خواسته خواهان 10 میلیون تومان اما دادگاه بر اساس نظر کارشناس حکم به پرداخت 15 میلیون تومان خسارت داده است. این جهت اعاده دادرسی در مواردی قابل تحقق است که خواسته پول رایج ایران پول خارجی یا مالی کلی باشد. مثل 100 تن گندم یا سکه طلا ارائه حکم مورد درخواست اعاده دادرسی دلیل تحقق این جهات اعاده دادرسی است.

  • وجود تضاد در مفاد یک حکم که ناشی از استناد به اصول یا به مواد متضاد باشد.

مثال : دادگاه شرط صمن عقد را نا مشروع دانسته و در عین حال با استناد به ماده 237 قانون مدنی خوانده را ملزم به انجام آن شرط کرده است.

  • حکم صادره با حکم دیگری در خصوص همان دعوا و اصحاب آن که قبلا توسط همان دادگاه صادر شده متضاد باشد بدون آنکه سبب قانونی موجب این مغایرت باشد.
  • طرف مقابل درخواست کننده اعاده دادرسی حیله و تقلبی به کار برده که در حکم دادگاه موثر بوده است.

مثال : خواهان کاری کند که شخصی غیر از خوانده به عنوان خوانده در دادگاه حاضر شود و بر خلاف واقع به صحت اعاده های خواهان اقرار کند.

  • حکم دادگاه مستند به استنادی بوده که پس از صدور حکم جعلی بودن آنها ثابت شده باشد.
  • پس از صدور حکم اسناد و مدارکی به دست می آید که دلیل حقانیت درخواست کننده اعاده باشد و ثابت شود اسناد و مدارک یاد شده در جریان دادرسی مکتوم بوده و در اختیار متقاضی نبوده است.

رسیدگی به دادخواست اعاده 

دادگاه پس از بررسی دادخواست اعاده دادرسی موضوع را صورت جلسه کرده و به همین وسیله قرار قبول یا رد داخواست را صادر میکند .

چنانچه قرار قبولی دادخواست صادر شود دادگاه دستور تعیین وقت رسیدگی و ابلاغ ان به همراه نسخه دوم دادخواست به طرف مقابل و ابلاغ وقت به درخواست کننده را صادر میکند. هرگاه قرار رد درخواست صادر شود این قرار به طرفین ابلاغ می شود.

مرجع اعاده

  • ماده 432 قانون آیین دادرسی مدنی : مرجع صلاحیت دار در رسیدگی به درخواست دادرسی دادگاهی است که حکم قطعی را صادر کرده است.

اگر دادگاه بدوی حکم قطعی را صادر کرده باشد همان دادگاه مرجع صالح برای رسیدگی به درخواست اعاده دادرسی است و در صورت قبول این درخواست به استناد تبصره

  • ماده 435 قانون آیین دادرسی مدنی : رسیدگی ماهوی کرده و حکم مقتضی صادر می کند.

حکم صادره توسط این دادگاه نیز طبق مقررات قابل تجدید نظر خواهی است.

در صورتی که دادگاه تجدیدنظر حکم قطعی را صادر کرده باشد این دادگاه مرجع صالح برای اعاده خواهد بود و در صورت قبول درخواست اعاده و انجام رسیدگی های لازم مبادرت به صدور رای میکند که این رای قطعی خواهد بود.

البته در صورتی که جهت درخواست اعاده مغایرت دو حکم صادره از دادگاه واحد باشد دادخواست دادرسی به شعبه دادگاه صادر کننده حکم دوم تقدیم می شود.

 اگر تقاضای دادرسی به استناد ماده 18 اصلاحی قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب انجام شود مرجع دریافت درخواست آن به شرح زیر است:

  • متقاضیان و معترضان به احکام قطعیت یافته مرحله بدوی و تجدید نظر هر استان به عنوان خلاف بین شرع باید به دادگستری همان استان مراجعه کنند.
  • متقاضیان و معترضان به احکام قطعیت یافته در دیوان عالی کشور و شعب تشخیص به عنوان خلاف بین شرع باید برای تسلیم درخواست و مدارک خود به دادستانی کل کشور مراجعه کنند.
  • متقاضیان و معترضان به احکام قطعیت یافته در سازمان قضایی نیروهای مسلح به عنوان خلاف بین شرع باید برای تسلیم درخواست و مدارک خود به نمایندگان حوزه نظارت قضایی ویژه در سازمان قضایی نیروهای مسلح همان استان یا به رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح در تهران مراجعه کنند.

مهلت در خواست

برای اشخاص مقیم ایران 20 روز و مقیم خارج از کشور 2 ماه و به شرح زیر است :

  1. نسبت به آرای حضوری قطعی از تاریخ ابلاغ
  2. نسبت به آرای غیابی از تاریخ انقضای مهلت واخواهی و درخواست تجدیدنظر

البته در مواردی که درخواست کننده اعاده دادرسی عذر موجهی داشته باشد باید دلایل عذر خود را ضمن دادخواست به دادگاهی که مرجع رسیدگی به اعاده دادرسی است ارائه کند.

دادگاه در این موارد در ابتدا به ادعای داشتن عذر رسیدگی میکند و چنانچه عذر را موجه تشخیص دهد. قرار قبول دادخواست اعاده دادرسی را صادر و سپس دادخواست را برای انطباق داشتن یا انطباق نداشتن با جهات اعاده دادرسی بررسی میکند و در نتیجه قرار قبول یا رد اعاده دادرسی را صادر خواهد کرد.

  • ماده 427 و 306 قانون آیین دادرسی مدنی مهلت های مقرر در موارد 428 و 429 و 430 قانون آیین دادرسی مدنی نیز مبتنی بر این اصل است و هیچ مهلتی علیه کسی که قادر به استفاده آن نباشد آغاز نمی شود.

تمدید مهلت 

تمدید مهلت درخواست اعاده دادرسی ممنوع است مگر در مواردی که قانون معین کرده باشد.

  • ماده 431 قانون آیین دادرسی مدنی تمدید مهلت مجاز شمرده شده 2 مورد است :
  1. ماده337 قانون آیین دادرسی مدنی : چنانچه شخصی که حق درخواست اعاده دادرسی دارد قبل از انقضای مهلت اعاده ورشکسته یا محجور شود یا فوت کند مهلت جدید از تاریخ ابلاغ حکم نسبت به مدیر تصفیه شخص ورشکسته و قیم شخص محجور و در صورت فوت به وراث یا قائم مقام یا نماینده قانونی وراث آغاز میشود.
  2. ماده 338 قانون آیین دادرسی مدنی : اگر سمت یکی از اشخاص که به عنوان نمایندگی از قبیل ولایت یا قیمومیت یا وصایت در دعوا دخالت داشته اند قبل از انقضای مهلت درخواست اعاده دادرسی از بین برود مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ حکم به کسی که به این سمت تعیین می شود آغاز خواهد شد و اگر زوال این سمت به واسطه رفع حجر باشد مهلت درخواست اعاده دادرسی از تاریخ ابلاغ حکم به کسی که از وی رفع حجر شده است آغاز می شود.

چگونگی اجرای حکم مورد درخواست

قابلیت اعاده دادرسی و حتی صرف درخواست آن مانع از اجرای حکم نیست. در صورتی که قرار قبولی درخواست دادرسی صادر شود. از آنجایی که با تشخیص دادگاه مبنی بر نادرست بودن حکم وجود دارد و اجرای آن ممکن است خساراتی را برای متقاضی اعاده ایجاد کند بنابراین در مواردی که جبران این خسارت نا ممکن است اجرای حکم متوقف می شود.

  • ماده 437 قانون آیین دادرس مدنی با صدور قرار قبولی اعاده دادرسی اصل بر توقف عملیات اجرایی حکم است مگر اینکه محکوم به مالی باشد و محکوم له تامین مناسبی برای اجرای حکم بدهد.

البته عملیات اجرایی زمانی متوقف می شود که حکم در حال اجرا باشد اما در صورتی که حکم قبلا اجرا شده بود دادگاه تا صدور حکم دادرسی نباید در خصوص اعاده وضعیت عملیات اجرایی تصمیم بگیرد.

باید توجه داشت که دادگاه در این صورت نباید راسا اقدام کند بلکه با تقاضای خواهان اعاده دادگاه دستور توقف اجرای حکم را می دهد.

پس از توقف عملیات اجرایی تا معلوم شدن نتیجه قطعی دادرسی همچنان متوقف می ماند مگر اینکه محکوم به مالی باشد و محکوم له درخواست ادامه آن را مطرح کند که در این صورت با اخذ تامین عملیات اجرایی ادامه یابد.

رای دادگاه در مرحله اعاده

  • ماده 439 قانون آیین دادرسی مدنی : چنانچه دادگاه پس از رسیدگی درخواست اعاده را وارد تشخیص دهد حکم مورد درخواست اعاده دادرسی را نقض و رای مقتضی صادر میکند. در صورتی که درخواست دادرسی در مورد قسمتی از حکم باشد تنها همان قسمت نقض میشود. در صورتی که جهت اعاده مغایرت دو حکم باشد و دادگاه پس از رسیدگی درخواست دادرسی را وارد بداند حکم دوم موخرالصدور را نقض و حکم نخست در هر حال به قوت خود باقی خواهد بود.

تصحیح رای

تصحیح سهو یا اشتباهاتی که رای صادره در مرحله اعاده متضمن آن است با توجه به ملاک ماده 309 و تبصره ماده 435 قانون آیین دادرسی مدنی تا قبل از آنکه مورد شکایت قرار گیرد با دادگاه صادر کننده حکم خواهد بود که راسا یا بنا به درخواست هر یک از طرفین در این خصوص اقدام میکند.

چگونگی اجرای رای صادره در مرحله اعاده 

در صورتی که حکم مورد درخواست دادرسی نقض شود اقدامات اجرایی تا حدی که اجرا شده باید به درخواست ذینفع و با دستور دادگاهی که اجراییه را صادر کرده است به حالت پیش از اجرا باز گردد اما اگر چنین حکمی قبلا اجرا شده باشد بازگشت عملیات اجرایی به حالت پیش از اجرا با توجه به ماده 39 قانون اجرای احکام مدنی منوط به نهایی شدن حکمی است که پس از دادرسی صادر می شود.

دانستنی های حقوقی و پرسش و پاسخ سریع و مستقیم در اینستاگرام ما

پاسخ دهید